آیا هنوز ماسک زدن برای کرونا ضرورت دارد؟

حتما شما هم مثل من دیده اید که نسبت به قبل خیلی کمتر مردم ماسک می زنند. با وجود این که رسانه ها هر روز آمار فوتی ها و مبتلایان را اعلام می کنند باز هم پروتکل های مراقبت از کرونا نادیده گرفته می شود. کرونا گویی در ذهن مردم عادی شده است. دیگر کسی از آن نمی ترسد. همه پیش خود می گویند اگر هم گرفتیم که گرفتیم اشکالی ندارد. دو سه روزی مثل روزهایی که سرما خورده ایم در خانه می مانیم و بهتر می شویم. خیلی ها بدون ماسک می گردند و اصلا هم برایشان مهم نیست و یا فرقی نمی کند که مبتلا شوند یا خیر. خیلی ها بارها دچار می شوند و مدتی در خانه می مانند و دوباره به فعالیت های قبلی شان ادامه می دهند. اما طبق تحقیقات پزشکی رعایت پروتکل های بهداشتی هنوز هم باید ادامه داشته باشد. اگر دیگر کرونایی نبود حتما به مردم اعلام می شد. وقتی خبری در مورد تمام شدن کرونا اعلام نشده است یعنی کرونا تمام نشده است و هنوز هم ادامه دارد. هنوز هم خطر دارد. هنوز عده ای به خاطر آن در بیمارستان ها بستری می شوند. هنوز عده ای به خاطر ابتلا به آن جان خود را از دست می دهند. هنوز باید ماسک زد و در جاهای شلوغ تر ماسک های خیلی قوی چون ماسک سه بعدی زد. هنوز هم باید حواسمان باشد تا جایی که می توانیم دستمان را به جاهایی مثل میله های اتوبوس نزنیم. و اگر زدیم دستان خود را ضدعفونی کنیم.

اما واقعیت و اتفاقاتی که هر روز در جامعه می بینیم چیز دیگری است. دیگر کمتر کسی را می بینیم که با ماسک در کوچه و خیابان قدم بزند. دیگر خیلی هم ترسی ندارد که ماسک نباشد و ترسی ندارد که بدون ماسک بخواهیم وارد جایی شویم که جمعیت زیادی وجود دارد و یا سر بسته است و جریان هوایی وجود ندارد. واقعیت کمی دردناک است. واقعیتی که متاسفانه باید بگوییم دلمان سنگ شده است. چطور می شود دید هر روز این همه کودک در معرض خطر هستند و ما داریم به راحتی ویروسی را می تواند کسی را از پای در بیاورد را منتقل نماییم. چطور می شود بدانیم ماسک نزدن هایمان چه تبعاتی دارد. بدانیم و انجام ندهیم. و بیشترمان هم از دانشگاه با مدارک بالا فارغ التحصیل شده ایم. اما هیچ دلمان نمی سوزد به حال مادرانی که فرزندشان را به خاطر کرونا از دست دادند. نمی سوزد دلمان برای فرزند کوچکی که به خاطر درگیری پدرش به این ویروس یتیم شد. دلمان نمی سوزد به حال کسانی که به خاطر کرونا ورشکست شدند و اگر جلوی انتشار را گرفته بودیم و بیشتر رعایت می کردیم هرگز این اتفاقات برایشان نمی افتاد. ای کاش قدری بیشتر به تبعات کارهایی که می کنیم فکر کنیم. ای کاش بدانیم داریم چه بر سر خودمان می اوریم. چه بر سر همسایه و همشهری و هم کشوری و کل دنیا می آوریم وقتی به راحتی میهمانی می رویم و می دانیم که ممکن است پس از آن میهمانی یکی از ما دیگر در این دنیا نباشد. می دانیم اما خیلی هم فرقی برایمان نمی کند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.