انشا در مورد کفش

مقدمه : کفش ، وسیله ای که یکی از عوامل تفاوت بچه پولدار ها با فقیران است ، وسیله ای که برای راحتی پای شما با ریگ های خیابان می جنگد ، کلمه ای که تداعی کننده ی اشک های بچه ها برای نوع چراغ دار آن است .

بند : به راستی این کفش چیست که درباره ی آن فیلم های زیادی ساخته و شعر های زیادی سروده و پول های زیادی صرف آن شده و می شود ؛ مردم قبل از تولید اولین کفش جهان چه می کرده اند ؟ چه نقش هایی که این کلمه ی به ظاهر کوچک کفش در زندگی های ما دارد !

کفش ها هم با یکدیگر تفاوت دارند ، همه این موضوع را می دانیم ، بعضی کفش ها مانند سربازی جنگجو هر مانعی بر سر راه باشد ، آن را با خاک یکسان میکنند ولی امان از نوع تنبل آن ها که تن به سختی نداده و در مواقع حساس با پاره شدن و بیرون آوردن شست مان آبرویمان را می برند !

کفش را دست کم نگیرید ! ، از قدیم گفته اند که دشمن آدم به کفش پایت نگاه می کند ! ، چه جوانان جویای کاری که در مصاحبه به علت نا مناسب بودن لباس و مخصوصا کفش ، کار را ازدست داده اند و چه انسان های عادی که به دلیل تیپ و مخصوصا کفش براق شان مانند یک دیپلمات با آن ها برخورد شده است !

مهم تر از جنس و ظاهر کفش ، سایز آن است ، بعضی کفش ها نیز مانند بعضی رفتار های انسان مناسب پای هر شخصی نیست و هر کس باید کفش مناسب پای خودرا همانگونه که در زندگی راه آینده ی مختص به خودرا انتخاب میکند ، انتخاب کند ؛ از قدیم گفته اند که آدم نباید پا تو کفش دیگران کند ، چون هم پای انسان درد میگیرد! و هم این کار که تداعی گر دخالت است ، کاری نکوهش شده است.

نتیجه : پس بیایید طوری درس بخوانیم و زندگی کنیم که در آینده دلمان هر کفشی را که بخواهد بتوانیم بخریم و آینده مان نیز به براقی کفش رئیسان و به راحتی دمپایی باشد…!!

انشا دوم درباره کفش

مقدمه : کفش های نو و بوی مخصوص آن یاد آور نوروز ، شادی های ساده ی کودکانه و زحمات پدر و مادر برای خرید آن است ، کفش های میرزا نوروز نمادی نوستالژی و خاطره ی فیلم های زمان کودکی بزرگتر ها است ، کفش های چارلی چاپلین و غیره .

بند : کفش های زیاد جلوی در خانه نمایانگر میهمانی ، طرف کفشش را آویخته نماد بازنشستگی از یک رشته ی ورزشی ، کفش پرت شده به سمت جرج بوش رئیس جمهور آمریکا ، کفش طلا در فوتبال ، نقاشی کفش های دوره هخامنشی بر روی سنگ ها ، کفش هایی با تکنولوژی روز و… .

با توجه به موارد بالا می فهمیم که کفش ها چه نقش پررنگی در تاریخ و زندگی ما دارند ، گاهی کفشی مانند کفش پرتاب شده به سمت جرج بوش باعث تمسخر او تا آخر عمر می شود ، گاهی کفش پاره پوره نماد درویشی و پرهیزگاری و تفاوت کفش ها باعث تعیین تفاوت میان فقیر و غنی می شود!

گاهی اوقات سقف آرزو های کودکی ، فقط یک جفت کفش نو می شود و گاهی واکس زدن این وسیله اعجاب انگیز تنها راه در آمد یک خانواده است ، گاهی کفش یاد آور خاطرات و حتی وجود کفش های نوزادی نوید آینده ای با به دنیا آمدن فرزند را می دهد.

بعضی اوقات یا کفش پایمان نمی شود و تنگ است و گاهی خودمان دو پایمان را در یک کفش می کنیم تا به اهدافمان برسیم ، گاهی به خاطر کفش نا مناسب مورد تمسخر قرار می گیریم و گاهی جایزه برای تقدیر از ما همان کفش می شود!

نتیجه : چه کسی فکر می کرد کفش تبدیل به چیزی فرا تر از محافظ پاهای ما شود ، چه کسی فکر می کرد انسان ها از روی کفششان مقایسه خواهند شده و چه کسی پیش بینی این همه مدل کفش مخصوصا کفش هایی به همراه اسلحه برای کشتن مخفیانه ی برخی افراد را می کرد… !

انشای سوم در مورد کفش :

مقدمه : همه انسان ها از ابتدا تا انتهای زندگی خود ، دوست هایی دارند . بعضی از این دوست ها شر و بعضی دیگر خوب هستند اما پس از مدتی همه انها با ذهنمان خداحافظی می‌کنند و به خاطرات می پیوندند .

بدنه : یکی از این دوست ها کفش است اما هیچکس به او توجه نمیکند و کسی او را به عنوان یک دوست نمی شناسد . زمانی که ما راه رفتن را بلد نبودیم این کفش ها بودند که به ما شوق راه رفتن می دهند و برای گام برداشتن و ادامه راه , ما را یاری می کنند تا به سوی آینده گام برداریم از راه باز نمانیم .

وقتی انسان بزرگتر می شود به گام بعدی یعنی مدرسه می رود . چه زیباست شوق داشتن کفش نو ، معلم نو و دوستان نو . کفش رفیقی بی نظیر است و ما را تا فتح کردن قله ها و پله های موفقیت یاری  می کند و پا به پای ما می آید .

گام بعد از درس خواندن ازدواج و تشکیل خانواده است . باز هم کفش به ما کمک می کند که به خوبی کار کنیم و پول در آوریم تا ازدواج کنیم . چه لذت بخش است چشیدن طعم اولین دستمزدی که برایش تلاش کرده ای! باز هم این رفیق با معرفت ما را به سوی گام بعدی هدایت می کند .

دیگر این مسیر به انهایش رسیده . کفش ما را تا انتهای این مسیر همراهی کرده است . چه قشنگ است خریدن کفش برای فرزندان و نوه هایت و چه قشنگ تر است شادی و لبخند آنها از داشتن کفشی نو و زیبا . دیگر به گام آخر رسیده ایم . دیگر وقت جدایی کفش از انسان است . انسان به خانه ی ابدی خود می رود و کفش از او جدا می شود .

نتیجه گیری : بهتر است گاهی وقت ها به کفش هایمان هم اهمیت بدهیم . این رفیق خود را قربانی ما می کند تا به انتهای مسیر برسیم اما این بی انصافی است که پس از گذر از مسیر آنها را از یاد ببریم و به سراغ کفش های جدید برویم. رفاقت را از کفش ها بیاموزیم .

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.