مرور برچسب

کارگر و زندگی

کارگران و زندگی

دیدمش خسته و پکر بود ، کارد بهش میزدی خونش در نمی اومد ، از بس تو فکر بود از کنارم رد شد و انگار منو ندید . صداش کردم یهو به خودش اومد و وایساد . سرشو…